شکاکیت؛
تواناییای که برخی مادرزادی فاقد آناند!
شک در «شناخت، افکار و باورها»، نوعی تواناییست که باتوجه به یافتههای علمی امروز، میتوان گفت: برخی بطور مادرزاد، فاقد آن هستند و اساسا مفهومی به نام "شک" در مقولات فاهمه ایشان وجود ندارد.
فقدان این توانایی، مانند فقدان مثلا فلان عضو در بدن زنان یا مردان است. این گروه از آدمها، چون فاقد این توانمندی هستند، در مواجهه با شکی که دیگران پیش روی آنها میگذارند، دچار تشویش و اضطراب میشوند.
گمان نبرید که واکنش همه آدمها به شک و تردیدی که اندیشمندان و اهل علم پیش روی ایشان مینهند، میبایست توام با تفکر و تامل باشد. خیر؛ کسانی که فاقد توانمندی شک هستند، در مقابل تردیدهای اهل علم، دچار اضطراب و وحشت و خشم میشوند.
این دسته از آدمها، حتی وقتی روی باز به شک نشان میدهند، برای این است که بتوانند پس از آن، به یقین و اطمینان قویتر و محکمترین برسند؛ کلیشه عوامپسندی هم دارند که مدام تکرار میکنند: «شک منزل خوبی نیست، بل مسیر خوبی است». این کلیشه به شکل دقیق و کاملی اضطراب این آدمها را نشان میدهد.
برای اینها زندگی طولانی و همیشگی در شک قابل تصور نیست. نمیتوانند تصور کنند که چگونه یک انسان قادر است همه عمرش در شک باشد!
واضح است که اینجا از شک در باورها و اعتقادات سخن میگوییم، نه از پارانوئید که نوعی اختلال سایکولوژیک است. آدمهایی که فاقد توانایی شک کردن هستند، فکر میکنند زندگی مطلوب در یقین و اطمینان در باورها حاصل میشود. حال آنکه نمیدانند و نمیتوانند بدانند که کسی که بطور مستمر در شک نسبت به باورها زندگی میکند، نه تنها زندگی بهتری دارد، بل زندگی با چنین فردی هم بسیار دلنشین است.
حتی آدمهایی که قاقد توانایی شک هستند، عملا در کنار آدمی که همواره نسبت به باورهای خود شک دارد، زندگی بهتری خواهند داشت؛ چراکه چنین آدم دائم الشکی، هیچ اصراری ندارد که حرفش حق است و همیشه این آمادگی را دارد که حق را به طرف مقابلش بدهد.
آدم کثیرالشک، هیچ تعصبی نسبت به اندیشه و اعتقادش ندارد و به جای تعصب نسبت به باورهایش، احترام و ادب و نزاکت را ارج مینهد.
تلاش کنیم اگر خود فاقد این توانایی هستیم، به آدمهایی که واجد این توانمندی هستند بیشتر احترام بگذاریم.
✍️دکتر اکبر جباری
اینجا محلی برای یادداشت گذاری شخصی من هست،