یادداشت های من

من درباره خودم و افکارم مینویسم

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

شکاکیت

توسط عباس |

ذهن و روان

| پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 18:40

شکاکیت؛
توانایی‌ای که برخی مادرزادی فاقد آن‌اند!

شک در «شناخت، افکار و باورها»، نوعی توانایی‌ست که باتوجه به یافته‌های علمی امروز، می‌توان گفت: برخی بطور مادرزاد، فاقد آن هستند و اساسا مفهومی به نام "شک" در مقولات فاهمه ایشان وجود ندارد.

فقدان این توانایی، مانند فقدان مثلا فلان عضو در بدن زنان یا مردان است. این گروه از آدم‌ها، چون فاقد این توانمندی هستند، در مواجهه با شکی که دیگران پیش روی آنها می‌گذارند، دچار تشویش و اضطراب می‌شوند.

گمان نبرید که واکنش همه آدم‌ها به شک و تردیدی که اندیشمندان و اهل علم پیش روی‌ ایشان می‌نهند، می‌بایست توام با تفکر و تامل باشد. خیر؛ کسانی که فاقد توانمندی شک هستند، در مقابل تردیدهای اهل علم، دچار اضطراب‌ و وحشت و خشم می‌‌شوند.

این دسته از آدم‌ها، حتی وقتی روی باز به شک نشان می‌دهند، برای این است که بتوانند پس از آن، به یقین و اطمینان قوی‌تر و محکم‌ترین برسند؛ کلیشه عوام‌پسندی هم دارند که مدام تکرار می‌کنند: «شک منزل خوبی نیست، بل مسیر خوبی است». این کلیشه به شکل دقیق و کاملی اضطراب این آدم‌ها را نشان می‌دهد.

برای اینها زندگی طولانی و همیشگی در شک قابل تصور نیست. نمی‌توانند تصور کنند که چگونه یک انسان قادر است همه عمرش در شک باشد!

واضح است که اینجا از شک در باورها و اعتقادات سخن می‌گوییم، نه از پارانوئید که نوعی اختلال سایکولوژیک است. آدم‌هایی که فاقد توانایی شک کردن هستند، فکر می‌کنند زندگی مطلوب در یقین و اطمینان در باورها حاصل می‌شود. حال آنکه نمی‌دانند و نمی‌توانند بدانند که کسی که بطور مستمر در شک نسبت به باورها زندگی می‌کند، نه تنها زندگی بهتری دارد، بل زندگی با چنین فردی هم بسیار دلنشین است.

حتی آدم‌هایی که قاقد توانایی شک هستند، عملا در کنار آدمی‌ که همواره نسبت به باورهای خود شک دارد، زندگی بهتری خواهند داشت؛ چراکه چنین آدم دائم الشکی، هیچ اصراری ندارد که حرفش حق است و همیشه این آمادگی را دارد که حق را به طرف مقابلش بدهد.

آدم کثیرالشک، هیچ تعصبی نسبت به اندیشه و اعتقادش ندارد و به جای تعصب نسبت به باورهایش، احترام و ادب و نزاکت را ارج می‌نهد.

تلاش کنیم اگر خود فاقد این توانایی هستیم، به آدم‌هایی که واجد این توانمندی هستند بیشتر احترام بگذاریم.


✍️دکتر اکبر جباری

ابزار امتیاز دهی

دژاوو

توسط عباس |

شخصی

| پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 10:59

دیروز برای یک لحظه دچار دژاوو شدم، حس کردم قبلا توی اون لحظه بودم، یه لحظه احساس کردم این لحظه رو قبلا تجربه کردم.

ابزار امتیاز دهی

زان یار دلنوازم

توسط عباس |

music

| دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 20:32

مرورگر شما از پخش کننده پشتیبانی نمیکند

مرورگر شما از پخش کننده پشتیبانی نمیکند

ابزار امتیاز دهی

کار دنیا

توسط عباس |

شخصی

| یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 21:45

در نهایت این دنیا آدم‌های جسور و نوآور رو بیاد خواهد داشت، ‌مابقی آدم ها فراموش خواهند شد انگار اصلا وجود نداشتند.

ابزار امتیاز دهی

حلاج

توسط عباس |

شخصی

| یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 12:42

امروز موضوع حلاج پیش اومد. شخصیتی در قرن سوم هجری قمری.

این آقا اون موقعه اومده گفته انا الحق یعنی من خدا هستم. در جامعه ای دین پرست که خلیفه مسلمین بر اون حکومت می کرد.

او را ابتدا هزار تازیانه زدند، دست و پایش را بریدند و بدنش را به دار آویختند، سپس سرش را بریدند، جسدش را آتش زدند و خاکسترش را به دجله ریختند.

چرا باید شخصی که اونقدر نحیف و لاغر اندام بوده که با گرفتن دماغش جان میداده، رو به چنین روش وحشیانه ای بکشند؟ این سوال فقط یه جواب داره اونم اینه که حلاج مهم نبود بلکه برای خلیفه و دوستان ستمگرش افکار مردم مهم بود، اینکه شک کنند به همه چیز.

در اروپا زمانی که کلیسا بهشت رو میفروخت و مردم با اشتیاق در حال خرید بهشت بودند مردی رفت و جهنم رو خرید و به همه گفت که جهنم رو خریده و دیگه نیاز نیست کسی بهشت رو بخره چون کسی رو به جهنم راه نمیده.

شاید بشه گفت که حلاج هم همین کار رو انجام داد اما به شیوء خودش. اون مردم و جامعه خودش رو میدید که چقدر در اوهام دینی غرق شدند و چطور دیگران با دمیدن به این اوهام و توهمات از مردم سوء استفاده می کنند و بر تخت نشسته اند. حلاج با گفتن انا الحق به مردم می گفت خدایی که به دنبال اون هستند همینجاست همین خودتون هستید. خودتون رو بشناسید و باور کنید تا خدا رو بشناسید. ( رها کنید خدای ساختگی دین رو )

بنظرم حلاج یک شمشیر بود بر دل تاریکی دین اهریمنی اسلام.

گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند

جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

ابزار امتیاز دهی

زمان مورد نیاز برای یادگیری زبان

توسط عباس |

شخصی

| شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 10:18

جایی خوندم برای یادگیری یک زبان بشکل native باید 2200 ساعت زمان صرف بشه.

برای یکسال میشه روزی 6 ساعت، دو سال روزی 3 ساعت

ابزار امتیاز دهی

فحش

توسط عباس |

شخصی

| جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 7:45

اغلب فحش دادن برای انتقال ارزش ذهنی منفی استفاده میشه. برای مثال از نظر من تو آدم حقیری هستی چرا که نوع نگاهت به فلان چیز نادرست یا حقیرانه هست،‌ پس تو شایسته توجه و محبت دیگران نیستی بنابرین من با فحش دادن جایگاه حقیرانهت رو بهت نشون میدم. یعنی با یادآوری ارزش پائین تو، هم به خودم و هم به تو جایگاه کم ارزشت رو یادآوری می کنم تا در خودم این ذهنیت ایجاد بشه که از تو بالاتر هستم و در تو این ذهنیت ایجاد بشه که آدم ناچیز و حقیری هستی و به این شکل برابری یا عدالت شکل بگیره.

فحش دادن یه ایراد بزرگ داره، وقتی فحش میدی ذهنیت بد رو در مغزت ایجاد می‌کنی. یعنی در ناخودآگاه ذهنت، بدی رو میسازی و بدون اینکه متوجه باشی اون بدی رو به خودت هم نسبت میدی.

...

ابزار امتیاز دهی

بلاگفا

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 19:31

داشتم فکر می‌کردم این بلاگفا چقدر می‌تونست پیشرفت کنه و نکرد، چسبید به همون ایده های قدیمی. می‌تونست چنان پرقدرت و ارزشمند باشه که جای پلتفرم‌های فضای مجازی رو بگیره. چقدر ایده وجود داره که ازش بهره نبرده. حیف ...

ابزار امتیاز دهی

گذشته

توسط عباس |

شخصی

| سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 11:59

می‌گفت به گذشته من کاری نداشته باش،‌ تو که توی گذشته من نبودی منم که به تو متعهد نبودم که بخوام کاری انجام ندم. گذشته من برای گذشته هست مهم الان مون هست اگه تعهدی شکل بگیره من بهش متعهد خواهم بود.

اما دیدگاه من متفاوته، اگه بخوای با یکی شریک بشی اولین مسئله اعتمادعه و تو چطور می تونی اعتماد بکنی. بله میری گذشته شو بررسی میکنی ببینی چطور آدمیه و انتخاب‌های گذشته اش چطوری بودند. پس گذشته مهمه حتی اگه من توش نبوده باشم. گذشته تو نشون میده الان چطور آدمی هستی اینکه چقدر آدم خودخواهی هستی و چفدر لذت جویی و چقدر ارزش‌های اخلاقی برات مهم هستند و ... تعهد الان تو اگه گذشته خوبی نداشته باشی احتمالا یک تعهد آبکی و از روی احساسات زودگذره که نمیشه روش حساب باز کرد.

ابزار امتیاز دهی

سخت نگیریم

توسط عباس |

شخصی

| سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 11:33

یادمه یکبار در دوران نوجوانی دوستم اصرار کرد که با هم بریم خونه شون،‌تعجب کردم چون هیچوقت منو دعوت نمی کرد. توی خونه مادرش از من پذیرایی کرد و خیلی عادی با هم حرف میزدیم که یهو دیدم دوستم شروع کرد با صدای آروم گریه کردن تازه متوجه شدم که مادرش بخاطر نمرات کارنامه اش باهاش دعوا می کنه. و همینطور اینکه دوستم از ترس دعوای مادرش می خواست من کنارش باشم. فکر کن کسی با گفتن «آخه این چه نمره‌ای هست که گرفتی» جلو روت بزن زیر گریه، من از درون می خندیدم و از بیرون ابراز تاسف می کردم. خودمو باهاش مقایسه کردم که اصلا برای خانواده من مهم نبود چه نمره ای می گیرم، من هیچ وقت بابت نمرات مدرسه تنبیه نشده بودم و در واقعه خیلی پوست کلفت تر از اونی بودم که با حرف زدن یا حتی داد و بیداد کسی گریه ام بگیره،‌ خلاصه که دوستم به زحمت دیپلم گرفت و رفت توی یک شرکتی کارگر شد و من با همون نمرات داغونم ادامه دادم. نکته ای که این وسط وجود داره سطح تحمل آدم‌هاست.

شخصا فکر میکنم سطح تحمل و تاب‌آوری آدم‌ها توی مشکلات نقش مهمی توی موفقیت و رضایت آدم‌ها توی زندگی داره. شاید نوع نگاه آدم‌ها به زندگی یا نوع تربیت نقش مهمی توی این زمینه داشته باشه. خب نگرش شخصی من اینه که آدم باید نقش خودش رو توی زندگی ایفا بکنه،‌من سعی‌ام اینه که بهترین عملکرد رو داشته باشم دیگه نتیجه هر چی می خواد باشه. اگه اتفاقی قراره بیافته، می افته، چه من بخوام و چه نخوام. من نباید هرگز به خودم درباره کارهایی که دیگران انجام دادن اتفاقاتی بدی که توش نقشی نداشتم و یا انتخاب‌هایی که قبلا انجام دادم سخت بگیرم.

موضوع تاب آوری و تحمل مشکلات از نظر انتخاب شریک زندگی یا حتی شریک تجاری هم مهمه.

ابزار امتیاز دهی

اسلام ما را نکشت

توسط عباس |

دین و اعتقادات

| دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 8:47

همکارم از من پرسید که بنظرت اگه اعراب بربر مسلمان در 1400 سال قبل به ایران حمله نمی کردند الان وضعیت ما چطور بود؟ بهش گفتم نمیشه به راحتی به این سوال جواب داد. اعراب خیلی چیزها رو از مردم ایران گرفتند و مهمترین اون غرور بود. کشوری که بر دنیا حکومت می کرد و فرهنگ خودش رو به دنیا صادر می کرد توسط مردمی که با حیوانات وحشی چندان تفاوتی نداشتند فتح شد و این غم بزرگی برای مردمی مغرور و متمدن بود.

اما جواب من به همکارم این بود: چیزی که ما را نکشد باعث قوی تر شدن ما میشود و اسلام نتوانست ما را بکشد. مصیبت ها و فجایع در نهایت باعث قوی تر شدن جوامع میشن. این رژیم فاسد هم شاید در نهایت باعث بشه مردم ما از خواب توهمات 1400 ساله بیرون بیان.

ابزار امتیاز دهی

نقص بیان

توسط عباس |

دین و اعتقادات

| یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 10:10

امروز به همکارم بابت فوت پدرش تسلیت گفتم. گفتم خدا بیامرزه و خداوند بهتون صبر و آرامش بده ...

یکی از مشکلاتی که من بعنوان یک آتئیست در تعامل با آدم های دیگه دارم کمبود واژه و اصطلاح برای ابراز احساسات در چنین موقعیتیهایی هست. گاهی بناچار باید از کلمه خدا استفاده کنم. این باعث میشه این سوء تفاهم برای دیگران که منو میشناسند پیش بیاد که بیانم با عقایدم متفاوت هست. متاسفانه خداباوری در عمق فرهنگ و زبان ما ریشه داره حتی برای بیان احساسات مون مجبور به استفاده از واژه هایی میشیم که توهم پرستی رو تقویت می کنه.

ابزار امتیاز دهی

سندروم استکهلم جمهوری اسلامی

توسط عباس |

سیاسی اجتماعی

| شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 14:2

سندروم استکهلم وضعیت ای هست که ایرانی های طرافدار رژیم بهش دچار شدند.

طبق تعریف، سندروم استکهلم پدیده‌ای روانی است که در آن گروگان نسبت به گروگان‌گیر حس همدلی، همدردی و وفاداری پیدا می‌کند و در مواقعی این حس وفاداری تا جایی است که از کسی که جان، مال و آزادی‌اش را تهدید کرده، دفاع و با اختیار و علاقه خودش را تسلیم او می‌کند. علت این عارضه روانی را عموماً نوعی سازوکار دفاعی دانسته‌اند.

به زبان عامیانه مغز افرادی که توسط فرد یا جمعی به گروگان گرفته شده اند بجای تولید نفرت، عشق رو میسازه چرا! چون مغز این کار رو برای بقاء مناسب‌تر میدونه. در حال حاضر که ما مردم ایران که توسط اقلیت متوهم فاسد دین پرست به گروگان گرفته شدیم، اکثریت مدافعین حکومت با دیدن فساد گسترده و سازمان یافته هم به این حکومت وفادار هستند و از کسانی که آزادی های فردی و اجتماعی و آینده شون رو گرفته اند حمایت می کنند. مغز اون‌ها درست کار نمی کنه بجای نفرت عشق تولید می کنه. حتی زمانی که حکومت با یک برنامه ریزی قبلی هواپیمای مسافربری با 176 نفر رو ساقط می کنه یا دست به کشتار صدها و هزاران زن و کودک و جوان میزنه باز این آدم‌ها از توهم ذهنی بیرون نمیان و با توجیهات سطحی و کودکانه سعی می کنند مسائل رو توجیح کنند.

ابزار امتیاز دهی

علت درد عضلات پشت گردن

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 15:17

امروز عضلات پشت گردنم به شدت درد گرفته بود، متوجه شدم دلیلش تنگ بودن پیراهنم توی قسمت بالای سینه هست. بارها این درد به سراغم اومده بود و من فکر می کردم بدلیل عدم تحرک ، قوز کردن یا بد خوابیدن هست. دکمه بالایی پیراهنم رو باز کردم درد عضلاتم بتدریج از بین رفت.

الان همکارم با من تماس گرفت و گفت شکلاتی که بهش دادم تموم شده، از من خواست که براش شکلات بخرم. من در عوض ماساژ گردنم بهش شکلات میدادم :)

ابزار امتیاز دهی

هویت جنسی

توسط عباس |

شخصی

| دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 13:11

زمانی قرص فینااستراید مصرف می کردم برای جلوگیری از ریزش مو، این قرص در فرایند جذب هورمون مردانه هیدرو-تستستورون توسط سلول‌های بدن اختلال ایجاد می کنه. خب یک تجربه جالبی برام بوجود اومد. میزان مردانگی من کاهش پیدا کرد. من تقریبا تبدیل به انسانی بدون هویت جنسی شده بودم. من که ادم خلاقی بودم دیگه افکار خلاقانه به ذهنم نمی رسید. حس می کردم با یک سنگ تفاوت آنچنانی ندارم، همه چیز مبهم و گنگ شده بود. بدن زن‌ها و دخترها که در حالت عادی برام شهوانی بودند حالم رو بهم میزد. تجربه ای بسیار جالب بود. من فهمیدم که هویت جنسی شاید مهمترین ساختار انسانی ما باشه. چیزی که به من انگیزه میده هیجان میده باعث جهت دهی به افکارم میشه، خلاقیت من از اونه. حس ترحم و مهربانی رو در من ایجاد می کنه. در ذهن من تعادل روانی ایجاد می کنه.

این تجربه به من در شناخت خودم کمک زیادی کرد.


پ.ن: قرص فینااستراید نباید بدون نسخه پزشک استفاده بشه. بخصوص برای زن‌ها خطرناک هست.

ابزار امتیاز دهی

جذابیت زنانه

توسط عباس |

شخصی

| دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 12:50

دیروز همکارم پرسید نظرت درباره اون دختره (نقش اول سریال the Great یا ملکه کاترین) چیه؟ گفت دختر زیبا و با مزه‌ای هست. گفتم برای من جذابیتی نداره،‌ البته زیبا بود ولی برای من جذاب نبود. همین همکارم بعد مدتی به من برچسب (انگ) گِی بودن زد البته به شوخی. احتمالا فکر می کرد مردی که چنین دختر زیبارویی رو دوست نداشته باشه حتما مشکلی داره.

علاقه خیالی به جنس مخالف جز ناراحتی و حسرت چی می‌تونه داشته باشه. کسی که نمی تونی ازش کام بگیری،‌ نمی تونی مالکش باشی به چه دردی می خوره. دوست داشتن خوبه، لذت بخشه به شرطی که علاقه متقابل ، صمیمیت و تعهد وجود داشته باشه و این عشق و علاقه مسیری برای رشد داشته باشه.

ابزار امتیاز دهی

بزرگسالی

توسط عباس |

شخصی

| پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 19:20

دو تا از مسائلی که آدم توی بزرگسالی باهاشون روبرو میشه و دردناکه دیدن مرگ نزدیکان و اقوام و تنهایی هست. علاوه بر اینکه آدم باید مسئولیت کامل زندگی رو هم بپذیره. دلیل اصلی اینکه ما انسان‌ها ازدواج می کنیم اینه که بهتر بتونیم با شرایط زندگی کنار بیایم. بتونیم با شراکت با شخص دیگه بهتر زندگی کنیم. دوست داشتن فقط یه بهونه هست تا این شراکت شکل بگیره. کامل شدن فقط یک دلیل ذهنیه که این شراکت ادامه پیدا کنه.

و گاهی ما برای ادامه دادن نیاز به تولید معناهای دیگه داریم. گاهی دلیل خیلی از دعواها توی زندگی اینه که معناهای ذهنی ما توسط خودمون زیر سوال میرن.

ابزار امتیاز دهی

ترامپ و خدا

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 9:20

ترامپ گفته می‌خواد خدا رو به مدارس و جامعه بیاره.

حرفش جالب بود، نشون میده یه قسمت از جامعه آمریکا چه علایقی دارند. موضوع اینه که یک جامعه از خداپرستی میتونه به بی خدایی برسه ولی برعکسش توی این زمونه محاله، اما در گذشته اینکار رو با زور و شمشیر می کردند جواب هم میداد.

آزادی‌های فردی و خداپرستی جمعی توی یک جامعه با هم نمی سازند. همینطور که آزادی‌های فردی با دیکتاتوری نمی سازه اما دیکتاتوری و خداپرستی با هم می تونند همزیستی داشته باشند. بزرگترین دیکتاتوری های جهان به اسم خداپرستی بوده. اگر خداپرستی رو یک مفهوم کلی تر به مفهوم پرستش نیروی برتر در نظر بگیریم .در اینجا هر دیکتاتوری شکلی از خدا پرستی خواهد بود. در واقع جامعه ای که علاقه شدیدی به خداپرستی داشته باشه به سمت دیکتاتوری میره چرا که مردم ناخواسته دنبال ساخت خدای نادیده روی زمین خواهند بود.

ابزار امتیاز دهی

اوتیسم

توسط عباس |

شخصی

| دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 12:4

من:

حالا چطوره که اوتیسم دارن

چطور اصلا متوجه شدند که این بیماری رو دارند

اون:

نمیدونم . اتیسم بیماری عجیبیه . من بچه هایی که اتیسم دارن رو دیدم جیغ میکشن خودشونو میزنن بعد اصلا نمیتونن با کسی ارتباط برقرار کنند، بی قرارند

ابزار امتیاز دهی

ادامه مطلب

پروپاگاندا

توسط عباس |

شخصی

| یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 23:49

اگر ما طرض فکر و انگیزه مردم را درک کنیم می توانیم بدون اینکه خودشان متوجه شوند آن‌ها را به میل خودمان کنترل کنیم.

اسم این ایده را مهندسی رضایت گذاشت که می‌گفت کسانی که این مکانیزم پنهان جامعه را در اختیار می گیرند در حقیقت قدرت واقعی کشور را در اختیار دارند.

او به آن‌ها گفت که نیازی نیست که اینقدر صادق باشید به جای وزارت جنگ بگویید وزارت دفاع و بنام دفاع به کشت و کشتارهایتان ادامه دهید.

پروپاگاندا بازوی اجرایی دولت نامرئی (دولت سایه) است.

ابزار امتیاز دهی

ما دو تا

توسط عباس |

music

| یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 22:59

مرورگر شما از پخش کننده پشتیبانی نمیکند

مرورگر شما از پخش کننده پشتیبانی نمیکند

ابزار امتیاز دهی

گیاه‌خواری

توسط عباس |

شخصی

| شنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 10:8

در یگ گروه علمی در فضای مجازی بحث داغی حول گیاه‌خواری شکل گرفته بود،‌شخصی از مزایای گیاه خواری و وگان بودن مطلب می نوشت و شخصی دیگر در مخالفت با این موضوع با تعصب شدیدی طلب رفرنس علمی معتبر میکرد. اما شخص مدافع گیاه‌خواری هم اشاره به پروتئین های گیاهی می کرد که می تونند جایگزین پروتئین‌های گوشت شوند.

تا جایی که من موضوع گیاه‌خواری رو دنبال می کنم تحقیقات علمی نشان دهنده این هست که گیاه‌خواری صرف انسان را دچار کمبود یکسری مواد (احتمالا پروتئین‌ها) می کند و از این جهت گیاهان نمی توانند جایگزین گوشت شوند. بنابرین گیاه‌خواریِ صرف به صلاح انسان نیست.

امروز به این موضوع از نقطه نظر دیگری فکر کردم:

۱- مشخص شده است که یکی از دلایل اصلی گرمایش زمین دفع گاز متان از روده گاو‌ها هست. با توجه به روند رو به رشد جمعیت جهانی و روند توسعه کشورها بخصوص کشور چین و هند با جمعیت بیش از یک میلیارد نفر می‌توان انتظار داشت تعداد گاوها در آینده بسیار بیشتر شوند و این یعنی گاز متان بیشتر و گرمایش بیشتر برای کره زمین و در نتیجه تهدید محیط زیست کره زمین، بنابرین تشویق مردم به گیاه‌خواری امر صحیحی هست. گیاه‌خوارانِ بیشتر یعنی کشت بیشتر گیاهان و کاهش گاو‌ها و در نتیجه دی اکسید کربن و متان کمتر در جو و کاهش روند گرمایش زمین.

۲- بدن ما انسان‌ها در طول قرن‌ها به گوشت‌خواری عادت کرده و خودش را با آن سازگار کرده است، بنابرین زمانی طول خواهد کشید که بتواند با گیاه‌خواری سازگار شود.

در مجموع گیاه‌خواری انسان به نفع جامعه جهانی و محیط زیست هست. اما شخصا فکر می کنم قدرت طرفداران گوشت‌خواری بسیار بیشتر از طرفداران گیاه خواری هست چرا که انسان ذاتا خودخواه ، لذت جو و منفعت طلب هست.

ابزار امتیاز دهی

باورها

توسط عباس |

دین و اعتقادات

| شنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 7:46

خوب که فکر می کنم می بینم باورهای آدم‌ها بر اساس دو شیوء فکری یا ساختار فکری هست:

۱- بر اساس منفعت

۲- بر اساس درستی

فکر می کنم اکثر آدم‌ها به ایده‌های فکری، برچسب درستی میزنند که براشون منفعت داره. یعنی آدم‌ها چیزهایی رو می پذیرند که فکر می کنند با پذیرش اون‌ها به منفعت بیشتری میرسند. اما باز همین آدم‌ها هم چند جور هستند:

۱- یک عده فکر می‌کنند به چیزی که اعتقاد دارند از طریق منطق و درستی رسیده اند، اینها باورهای خودشون رو بر اساس منفعت طلبی انتخاب کردند و با یکسری منطق ساختگی اونو بهخودشون قبولوندن یا برای خودشون تئوریزه کردند.

۲- یک عده هم می دونند چیزی که بهش اعتقاد دارند نادرسته ولی فکر می کنند با باور بهش به منفعت میرسند. حالا منفعت می تونه رهایی از ترس‌ها باشه،‌ یا پیدا کردند یک وجهه بهتر توی جامعه باشه، ...

۳- یک عده هم پیرو اکثریت توی جامعه هستند. فکر کردن درباره درستی یک مسئله و کنکاش و جستجوی حقیقت نیازمند صرف انرژی و زمان برای مغز هست. خب طبیعی هست که خیلی ها دنبال حقیقت نباشند در عوض پیروی از ذهنیت کل جامعه یا جمع دوستان شاید روش بهتری باشه.

اما افرادی که بر اساس درستی و منطق یک چیزی رو می پذیرند، اینها هم میشه گفت دو جور هستند:

۱- آدم‌هایی که یکسری باورهای ابتدایی دارند، ذهنیت شون جهت داره. بنابرین مطالعه شون هم در جهت اثبات باورهاشون هست.

۲- آدم‌های شک گرا که به هر چیزی در نگاه نخست شک می کنند اهل جستجو هستند، اهل تفکر هستند و مدام خودشون رو بهبود میدن.

تاریخ ادیان پر هست از غارت‌ها چپاول‌ها و کشتارهاو تجاوزات، به طور مثال در صدر اسلام سپاهیان مسلمان به قبایل کافر صلح جو حمله می کردند و اون‌ها رو غارت می کردند مردها رو می کشتند و به زن‌ها تجاوز می‌کردند و زنان و کودکان رو به عنوان کنیز و غلام بین خودشون تقسیم می کردند. اینکه به محمد لقب ابوالقاسم (پدر تقسیم کننده ) می دادند به این جهت بود که ایشون مقسم خوبی در هنگام تقسیم غنایم بوده. اما همه این کارها برای این بود که به این قبایل بگن اگه می خواهید بهتون حمله نشه شما هم باید باورهای ما رو بپذیرید و مسلمان بشید. یعنی منفعت شما در این هست که این باورهای ما رو بپذیرید. این شیوء ادیان هست و همیشه از اون جواب گرفتند چرا که خدا فروشها می دونستند که اکثریت آدم‌ها به چیزی اعتقاد پیدا می کنند که نفع شون در اون باشه.

ابزار امتیاز دهی

یادگیری یک زبان

توسط عباس |

شخصی

| جمعه یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 0:3

در این دو هفته اخیر آموزش زبان آلمانی رو شروع کردم،‌نسبت به زبان انگلیسی به نظرم ساده تر هست. بنظر من انگلیسی واقعا زبان سختیه. مشکل یادگیری زبان انگلیسی بر می گرده به اونجایی که به ما کتابی آموزش دادن، ما خواستیم از روی نوشته ها زبان یاد بگیریم،‌روند طبیعی آموزش یک زبان رو طی نکردیم، معلم خوب نداشتیم و معلم ها مربی ما نبودند. سختی های زبان انگلیسی بنظرم اینها هستند:

۱- در زبان انگلیسی کلمات اونجوری که نوشته می شن خونده نمی شن.

۲- کلمات با نوشتار متفاوت و تلفط یکسان زیاد هستد

۳- حروفی دارند که ما نداریم خودشون هم یک Character خاصی براش ندارند مثل TH

۴- یادگیری افعال دو بخشی که آدم داغون می کنه

۵- اصطلاحات بسیار بسیار فراوان، ظاهرا هر سریال یا فیلمی که مطرح میشه ردی از اصطلاحات ساختگی خودش توی فرهنگ آمریکا میزاره. مشابه سریال برره توی ایران.

بدون دسترسی به شخصی نیتیو، بنظرم بهترین روش برای یادگیری زبان، یادگیری توی مکالمه و گوش دادن به پادکست ها و دیدن فیلم هست. یادگرفتن از روی کتاب وقت تلف کردن و نادرسته.

و اینکه کاش این مطالب رو کسی زودتر به من می گفت، تا روش درست رو برای یادگیری انتخاب می کردم.

احتمالا در گذشته در ربان انگلیسی کلمات همونطور که نوشته می شدند تلفط می شدند ولی به مرور زمان تلفط یا گفتار تغییر کرده ولی چون نوشتار ثابت بوده تغییر نکرده. یک ایده ایده آل اینه که هر کشور توی بدنه حکومت یه ساختاری داشته باشه که هر چند وقت سیستم نوشتاری رو اصلاح کنه.

ابزار امتیاز دهی

مشخصات وب
یادداشت های من اینجا محلی برای یادداشت گذاری شخصی من هست،
«فعلا گاهی وقت ها می نویسم»
موضوعات وب
  • شخصی
  • افکار
  • دیگران
آرشیو وب
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو
برچسب ها
  • شخصی (183)
  • سیاسی اجتماعی (43)
  • دین و اعتقادات (25)
  • سایر (15)
  • سخن بزرگان (15)
  • ذهن و روان (13)
  • music (10)
  • فیلم و سریال (6)
  • خاطرات (5)
  • ازدواج (4)
  • داستانک (4)
  • کتاب (1)
  • فیزیک (1)

تماس با ما

ابزار نظر سنجی

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای یادداشت های من محفوظ است .