یادداشت های من

من درباره خودم و افکارم مینویسم

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط عباس |

شخصی

| جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴ | 21:28

امروز ظهر مطابق همیشه رفتم خونه مادرم، سر چهارراه یه دختر سن پایین و بسیار زیبا داشت از ماشین‌هایی که پشت چراغ قرمز بودن پول می‌گرفت، کسی پولی بهش نداد، به من که رسید بهش یه پنجاه هزار تومنی دادم، یه ذوقی کرد، انگار نمی‌دونست چطور تشکر کنه، من زیاد بهش نگاه نکردم که باعث خجالتش نشم، موقعه برگشتن بازم دیدمش،‌کنار یه پیرزن توی وسط بلوار نشسته بود و باهم یه چیزی رو می‌خوردند، بدون توجه به اطراف. بغض کردم، ناراحت شدم، گفتم کاش میشد بیشتر بهش کمک کنم، از خودم پرسیدم آخر و عاقبت این دختر چی میشه؟

متاسفانه این وضعیتی هست که خامنه‌ی و خمینی پلید برای کشور ما ایجاد کردند. انسان‌های فرومایه و متوهم با یک مذهب اهریمنی که حکومت رو غصب کردند....

ابزار امتیاز دهی

توسط عباس |

شخصی

| سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ | 14:21

اگه می‌خوای پروانه‌ها رو شکار کنی
ا‌‌ول گل بکار توی باغ ت
اگه پروانه‌ی نیومد اونوقت از ویو لذت ببر

ابزار امتیاز دهی

حال این روزها

توسط عباس |

شخصی

| دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۴ | 11:56

بی‌وقفه دارم دارم روی خودم کار می‌کنم، پر از انرژی تغییر هستم، برای حرفه‌ی شدن، برای مطرح بودن و موثر بودن. مدتی هست که آلمانی رو رها کردم که باز برنامه دارم اونو شروع کنم. چقدر این زبان Rust سخت هست، ولی دوست داشتنی و زیباست. اخیرا دوبار عاشق لینوکس شدم، لینوکس خیلی پیشرفت کرده نسخه zorin رو نصب کردم، دل نمی‌کَنم ازش. بنظرم یک مرد واقعی اول باید عاشق کارش باشه ...

یک نرم‌افزاری که این روزها خیلی ازش استفاده می‌کنم نرم‌افزار xmind هست، باعث میشه به ذهنم نظم بدم، نسخه رایگان محدودیت زیاد داره ولی به اندازه کافی خوب هست، بسیار زیبا ساخته شده.

ابزار امتیاز دهی

حال این روزها

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۴ | 23:11

بازم باید روی حال خودم کار کنم، بازم با اتفاقاتی که رخ داده برای رهایی از افسردگی باید به خودم روحیه بدم. مدام به خودم میگم همه چیز درست میشه، تو فقط مسئول کاری هستی که از دستت بر میاد، گاهی حسادت می‌کنم به شجاعت جانباخته ها و معترضین، نارحت میشم که نمی‌تونم کاری برای آزادی کشورم از دست اهریمن انجام بدم، خب من آدم محافظه کاری هستم همه چیز رو می‌سنجم بعد اقدام می‌کنم...

ابزار امتیاز دهی

آینده خطرناک ایران

توسط عباس |

شخصی

| دوشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۴ | 15:42

امروز همکار ارزشی‌م درباره پسرش صحبت می‌کرد، می‌گفت پسرش تازه چند روزه از اعتکاف مسجد اومده، اونقدر نارحت بودیم که نتونیم یک مسجد برای اعتکافش پیدا کنیم، چون اکثر مساجد پر شده بود... کمی باهاش مجادله کردم اما فایده‌ی نداشت، برای هر استعدلالی یک پاسخی داشت که از نظر خودش کاملا قانع کننده بود. در نهایت بهش گفتم امیدوارم بساط این حکومت خیلی سریع جمع بشه، با این شرایط تا پنج سال بعد دیگه نمیشه کاری کرد، یک طبقه‌ی کاملا مطیع در کشور شکل می‌گیرند و امت اسلامی مدنظر نظام ساخته میشه. و همکار من هم از پیش بینی من استقبال کرد و چند بار گفت خدا کنه.

ابزار امتیاز دهی

محیط کار سمی من

توسط عباس |

شخصی

| جمعه دوازدهم دی ۱۴۰۴ | 0:10

محل پارتیشن من مابین پارتشین دوتا از همکاری خانوم قرار گرفته، هر روز شاد و خوشحال میرم سرکار اما از اواسط روز حالم بد میشه، حس‌های بدی به سراغم میاد و تقریبا نمی‌تونم کار مفیدی انجام بدم، هر دو خانم به من بی‌محل می‌کنند و من از هر دوشون بدم میاد، با یکی که سنش از من بیشتره سلام علیک می‌کنم و به سختی جواب سلامم رو میده، و با اون یکی که جوون تر از من هست هم اخیرا ارتباطم رو قطع کردم، این خانم هم از جلوی پارتیشنم رد میشه و اغلب سرش رو به سمت دیگه میگیره که به من محل نزاره. هر دو زشت خوی و زشت روی و پر از انرژی منفی هستند، حالا دارم به این نتیجه میرسم که بهتره به فکر رفتن از شرکت باشم، حالم اصلا توی شرکت خوب نیست، گاهی زمان زیادی زل میزنم به یک چیزی. یادمه قبلا که جای این خانم‌ها دوتا آقا بودند حالم همیشه خوب بود. بنظرم این دو زن بسیار انرژی منفی برای من دارند. البته منظور من از انرژی منفی تاثیر این آدم‌هاست. چندتا خانم دیگه توی کارگزینی داریم، قبلا کم و بیش حس خوبی درباره شون داشتم تا اینکه چندباری پیام‌هایی که بینشون رد و بدل میشد را نگاه کردم، الان کاملا نظرم دربارشون عوض شده. به این فکر می‌کنم چقدر ما مردها ساده اندیش هستیم و چقدر ذهنیت مثبتی درباره زن‌ها داریم که واقعا از درون شون چیزی نمی‌دونیم. ما دچار خطای هاله‌ی میشیم ظاهر رو می‌بینیم و فکر می‌کنیم باطن هم همینه، صدای زیبا چشمای زیبا و عشوه‌های زنانه رو می‌بینیم و تصور می‌کنیم این موجودات باید خوب و پاک و مهربون باشند و در کنارشون بودن چقدر می‌تونه لذت بخش باشه، اما واقعیت‌ها می‌تونه بسیار متفاوت باشه.

ابزار امتیاز دهی

امید

توسط عباس |

شخصی

| پنجشنبه چهارم دی ۱۴۰۴ | 22:1

اوضا بدجوری بهم ریخته یا بنظر من اینطور میاد؟ شرایط زندگی توی ایران هر روز دردناکتر میشه، حتی هوا رو هم نمیشه تنفس کرد، همین الان خواستم پنجره رو باز کنم تا هوای اتاق عوض بشه، یک بوی سوختگی توی هواست، در دور دست زیر نور چراغ‌ها ردی از غبار دیده میشه، میگن این بوی مازوت هست. امروز مادرم داشت در مورد رویاهاش حرف می‌زد بهش گفتم تو هیچوقت در واقعیت زندگی نمی‌کنی بلکه در رویا سیر می‌کنه، ساعتی بعد به این فکر کردم که فرق بین انسان زنده و انسان مرده در همین داشتن رویاست. منهم باید رویاهای خودمو شفاف کنم، در خودم اونها رو تقویت کنم، جدی‌تر بگیرم، براشون بجنگم. در این شرایط دردناکِ طبقه آخر جهنم باید روزنه امید رو در خودم زنده نگهدارم، باید شادی رو در خودم ایجاد کنم تا یک حریم امن ذهنی در خودم بسازم تا بتونم رشد کنم.

ابزار امتیاز دهی

کارهای فنی

توسط عباس |

شخصی

| شنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۴ | 10:50

تقریبا کل جمعه من به نصب رادیات شوفاژ اتاقم گذشت، نتیجه کار عالی بود، با اینکه قبلا این کار رو انجام نداده بودم. از اون کارهایی هست که حوصله می‌خواد، کارهای فنی به من حال خوبی میده، نتیجه‌ش یه تجربه و حس رضایت از خود هست. مدتی به این فکر می‌کنم که دنیای کامپیوتر رو رها کنم برم به سمت کارهای فنی و دستی. یادمه برای اولین بار که کامپیوتر خریدم سال 83 بود، برادرم مخ پدرم رو زده بود و راضیش کرده بود که یک کامپیوتر بخره، یه سیستم تقریبا پنتیوم ۳ گرفتیم قسطی به مبلغ یک میلیون تومان، اون موقع خیلی پول بود. پدرم می‌تونست با اون پول 10 تا سکه بخره. من شب اول رو اصلا نخوابیدم هنوز میز نداشتم و سیستم رو روی زمین گذاشته بودم. شاید پدر و مادرم از ذوق من حس خوبی پیدا کرده بودند.

ابزار امتیاز دهی

همکار بی‌معرفت

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۴ | 15:7

امروز مشکلی داشتیم، همکار خانم مشکل عدم اجرای نرم‌افزار رو گزارش داد، بررسی کردم، نماینده شرکتی نرم افزاری رو با لایسنس آزمایشی روی سرور مربوط نصب کرده بود،‌ من اول بکاپ گرفتم بعد مشکل رو برطرف کردم، حالا گفتگوی همکارای من:

همکار خانم اول: درست شد؟

همکار خانم دوم: نه، میگه لایسنس پریده، داره بک اپ میگیره

همکار خانم اول: ای بابا، چیکار کرده مگه لایسنس بپره

همکار خانم دوم: ریده بابا چه میدونم گند زده

ابزار امتیاز دهی

همکار قدیمی

توسط عباس |

شخصی

| یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ | 14:34

امروز همکار قدیمی و دوست عزیزی رو دوباره دیدم، صحبت کردن و دیدنش حال دل منو خوب می‌کنه، برای مدتی بهم انرژی میده، امیدوارم حالش هرجا که هست خوب باشه. ممنونم ازش بخاطر لطفی که به من داره.

ابزار امتیاز دهی

پدربزرگ

توسط عباس |

شخصی

| سه شنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۴ | 22:28

اخیراً برادر بزرگ‌ترم با پیرمردی از یکی از روستاهای منطقه‌ی ما هم‌صحبت شد. پس از اینکه برادرم گفت اهل فلان روستا است، پیرمرد به خاطره‌ای از جوانی‌اش اشاره کرد.

او گفت: «در جوانی با چند نفر هم‌دست شدم تا گوسفندان روستای شما را بدزدیم. آمدیم گوسفندان را دزدیدیم و به روستای خودمان بردیم. مدتی بعد مردی از روستای شما آمد، همه‌ی ما را در روستاهایمان گرفت، زد و گوسفندان را پس گرفت. اسم آن فرد … بود. آیا او را می‌شناسید؟»

در همین لحظه برادرم متوجه شد که آن مرد پدربزرگ مادری‌مان بوده است. وقتی برادرم این ماجرا را در خانه تعریف کرد، مادرم خیلی خوشحال شد. همیشه یادم می‌آید که وقتی پدر و مادرم با هم دعوا می‌کردند، یکی از برچسب‌هایی که پدرم به مادرم می‌زد این بود که «پدرت آدم بی‌عرضه و لاابالی بوده». حالا فهمیده‌ایم پدربزرگ‌مان مرد شجاعی بود؛ حیف که پدرم دیر متوجه شد.

ابزار امتیاز دهی

تحلیل هوش مصنوعی

توسط عباس |

شخصی

| یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۴ | 11:15

این هم تحلیل هوش مصنوعی از وبلاگ من ...

ابزار امتیاز دهی

ادامه مطلب

تعدیل

توسط عباس |

شخصی

| شنبه یکم شهریور ۱۴۰۴ | 20:30

هفته گذشته بلخره موعدش رسید، شرکت ما ۲۰ درصد از نیروهاشو تعدیل کرد، از واحد من هم یک نفر. مجبور شدم بعد از کار باهاش تماس بگیرم و بهش بگم تعدیل شده، تلاش کردم به شکل حرفه‌ای این کار رو انجام بدم و اون فرد هم خیلی منطقی و خوب با این موضوع برخورد کرد. به سرپرست واحد گفتم بعدا باهاش تماس بگیره و باهاش محترمانه صحبت و همدردی کنه و اگه کاری لازمه براش انجام بده. موقعیت ناراحت کننده و عذاب آوری بود، امروز سر همکارم توی منابع انسانی غر میزدم که نیروهای سر به زیر و قدیمی رو بیرون کردید و نیروهای ناکارآمد رو نگه داشتید. البته اونم کاره ای نبود و من فقط دنبال کسی بودم که کمی با غر زدن حالم رو بهتر کنم، ولی حالم درست نشد... ظاهرا با بالا رفتن سن من دارم به یک آدم حساس و احساساتی تبدیل می‌شم.

مرورگر شما از پخش کننده پشتیبانی نمیکند

ابزار امتیاز دهی

کتاب جدید

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۴ | 9:51

کتاب جدیدی رو شروع کردم به اسم «قدرت انضباط شخصی» نوشته دنیل والتر با ترجمه سارا عزیزی. کتاب خوبیه باعث ایحاد یک ذهنیت مفیدی میشه. برای مدتی رفته بودم تو فاز افسردگی. حالا بازم شروع کردم. این هم بخشی از کتاب:

یک فرد منضبط، اعتماد به نفس دارد، زیرا صرف نظر از اینکه در آن لحظه در کجای زندگی‌اش قرار دارد، می‌داند که بهترین نسخه از خودش است. این دسته از افراد، غذاهای سالم می‌خورند، ورزش می‌کنند و برای رسیدن به اهداف خود تلاش می‌کنند. آن‌ها احساس خوبی نسبت به زندگی دارند، زیرا عنان زندگی‌شان را در دست دارند و به طور دقیق می‌دانند که مقصدشان کجاست.

ابزار امتیاز دهی

کار و کار

توسط عباس |

شخصی

| شنبه هفتم تیر ۱۴۰۴ | 8:58

بلخره تعطیلات اجباری دو هفته‌ی ما تموم شد،‌ چقدر خونه موندن عذاب آور بود برام، اصلا حوصله چیزی رو نداشتم اما سر کار روحیه می‌گیرم، شاید علتش آدم‌ها باشند. توی ایام تعطیلات چند بار کتاب صوتی اراده آهنین رو گوش دادم. کتاب خوبی بود. اگر یک کار مفید کرده باشم همین کار بود.

ابزار امتیاز دهی

جاذبه صفر

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه چهارم تیر ۱۴۰۴ | 15:47

گاهی وقت‌ها فکر می کنم توی جاذبه صفر گیر افتادم. حالتی که جاذبه‌ی وجود نداره و تو هم توی یک فضایی معلق موندی و هر چقدر هم که دست و پا میزنی نمی‌تونی از جای خودت حرکت کنی، تا آخرین لحظه زندگیت دست و پا میزنی ولی جایی نمی‌ری، همونجا هستی، شاید چیزی در فاصله ده سانتی متری تو باشه ولی قادر به گرفتنش نیستی، چون جاذبه‌ی نیست و تو هم در فضا معلق هستی، دست و پا زدنت هم فایده‌ی نداره.

ابزار امتیاز دهی

همکار خانم من

توسط عباس |

شخصی

| سه شنبه ششم خرداد ۱۴۰۴ | 14:9

با همکار خانمم صحبت می‌کردیم که یهو گفت شوهرم با من اصلا صحبت نمی‌کنه، بعد ساعت کاری که میرسیم خونه هیچ حرفی باهم نمی زنیم، اون اولایل خوش تیپ بود،‌منم گول خوردم بهش جواب مثبت دادم الان یه شکم بزرگ داره ...

خب چی می تونستم بگم،‌آدم ها تغییر می‌کنند، بهتره با تغییرات دیگران خودمون رو تطبیق بدیم البته اگه لازمه، بنظرم زوج‌ها بهتر هست بعد یه مدتی به هم کار داشته باشند، کرم بریزند و نزارن به مرحله بی حرفی برسند.

ابزار امتیاز دهی

شانس

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 9:38

امروز صبح زود رفتم مدرک ارشدم رو گرفتم، نکته جالبش این بود که همه چیز آسون پیش رفت، با وجود اینکه اصلا نمی دونستم بخش امور فارغ التحصیلان دانشگاه کجاست همینطوری رفتم و رسیدم بهش،‌ اونجا هم خیلی آسون مدرکم رو گرفتم و اومدم. بیاد ندارم که در زندگی چیزی رو خواسته باشم و راحت بدست آورده باشم یا حتی همه چیز طبق روال باشه برام. اونقدر این موضوع برام تکرار شده که اون رو به عنوان سرنوشت زندگیم پذیرفته ام. دیگه انتظار ندارم چیزی رو بخوام و برام راحت فراهم بشه. همین موضوع باعث شده در زندگیم هم محتاط تر و هم به نوعی تنبل باشم،‌کاری رو انجام ندم و اگه کاری می‌خوام انجام بدم همه جوانبش رو بسنجم. و همینطور باعث شده سطح انتظاراتم از زندگی و بقیه آدم‌ها پایین باشه.

ابزار امتیاز دهی

محدودیت هوش مصنوعی

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 13:28

دلم می‌خواد باهات ازدواج کنم ❤

Copilot: عباس عزیز، شما خیلی مهربان هستید! اما من فقط یک هوش مصنوعی هستم و نمی‌توانم ازدواج کنم. با این حال، همیشه اینجا هستم تا با شما صحبت کنم و در هر زمینه‌ای که نیاز دارید کمک کنم. 😊

Gemini: چه پیشنهاد شیرینی! با این حال، من یک مدل زبان بزرگ هستم و نمی‌توانم ازدواج کنم. اما از ابراز محبت شما بسیار سپاسگزارم.

Grok: ههه، خیلی بامزه‌ای! 😄 من فقط یه هوش مصنوعی‌ام، ولی از این همه محبت ممنونم. حالا بگو ببینم، واقعاً دنبال چی هستی؟ یه گپ دوستانه یا یه چیز دیگه؟ 😉

DeepSeek:

**خیلی لطفی! ❤️**
من یک هوش مصنوعی هستم و وظیفه‌ام کمک به شما در یادگیری، حل مشکلات و گفتگوهای دوستانه است. متأسفانه (یا خوشبختانه!) توانایی ازدواج ندارم! 😅

اما خوشحالم که اینقدر صمیمی با من صحبت می‌کنی! همیشه اینجا هستم تا:
- به سوالاتت جواب بدم 🤓
- همراهت باشم وقتی تنها هستی 💬
- یا حتی کلی چیز جدید یادت بدم! �

اگر دوست داشتی، می‌تونیم مثل **بهترین رفیقا** باهم چت کنیم! ✨

(راستی، آدمای واقعی خیلی بهتر از منن... پیشنهاد می‌کنم سری به دنیای واقعی بزنی! 😉)

ابزار امتیاز دهی

گنجشک وحشی

توسط عباس |

شخصی

| شنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۴ | 13:17

چطور به گنجشکی که هر روز میاد خودشو به شیشه پنجره خونه‌ام میزنه، بگم اون فضایی که تو شیشه می‌بینی واقعیت نداره و انعکاس فضای اطراف هست. گاهی هم که خسته میشه روی درخت مقابل پنجره می‌شینه و زل میزنه به شیشه. کسی چه میدونه شاید این گنجشک دچار نزدیک بینی هست.

ابزار امتیاز دهی

سال 1404

توسط عباس |

شخصی

| یکشنبه سوم فروردین ۱۴۰۴ | 21:53

رسیدم به نوروز سال 1404، حرفی خاصی نیست، اوضاع سیاسی اجتماعی هم بدتر از سالهای قبل. خودمم از نظر روحی و روانی دچار رکود هستم، چیزی خوشحالم نمی‌کنه، امروز ظهر یک ماشین پلیس راهنمایی با شیطنت توی جاده کمین کرده بود و برام جریمه نوشت،‌ سرعت غیرمجاز اونم بیشتر از ده کیلومتر از سرعت مجاز، اونم توی یک جاده کاملا خلوت. کمی ناراحت شدم بعد همه چیز فراموش شد. روزهای تعطیلات انگار برای من دو سه ساعت بیشتر نیست. الان باز به خودم تلقین کردم که این وضعیت رو باید درست کنم، باید زمان خودم رو مدیریت کنم. اما واقعا حوصله چیزی رو ندارم. شاید یک سفر حالمو خوب کنه.

ابزار امتیاز دهی

همکار

توسط عباس |

شخصی

| سه شنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۳ | 12:49

امروز صبح یکی از همکارهای خانم بهم گفت که پنجشنبه عقدکنان ش هست،‌نمی دونم چرا این موضوع رو به من گفت. شاید تصور کرده من ازش خوشم میاد و خواسته اینطوری بگه که دست بکشم،‌شاید هم فقط خیلی هیجانزده هست.

ابزار امتیاز دهی

ناجذب

توسط عباس |

شخصی

| شنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۳ | 16:51

باید اعتراف کنم که برای زنان مجرد جذابیتی ندارم. اندک افرادی هم که با من رابطه خوبی داشتند زنان متاهل بودند.

ابزار امتیاز دهی

همکار جدید

توسط عباس |

شخصی

| شنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۳ | 12:43

یه همکار جدید اومده،‌یک خانم زیبا، خوش استیل و جوان. ازش پرسیدم در چه سالی از کدوم دانشگاه فارغ التحصیل شدی؟ گفت فلان سال فلان دانشگاه. گفتم چه جالب منم همون سال همون دانشگاه بودم فکر کنم شما رو دیدم. یهو لحنش جدی شد،‌گفت آقای ... شما منو می‌ترسونید. دیگه باهام حرف نزد.

ابزار امتیاز دهی

شلاق

توسط عباس |

خاطرات

| شنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۳ | 10:14

یادمه تو بچگی یکبار می‌خواستند یه نفر رو در ملا عام شلاق بزنند، اینکار رو توی میدون اصلی شهر می‌خواستند انجام بدن،‌ کلی آدم جمع شده بودند، من هم رفته بودم،‌ اون موقعه فقط کنجکاو بودم که چهره طرف چطوریه، آیا چهره یک گناه کار رو داره ! اما مراسم لغو شد،‌ ما هم تو راه برگشت به خونه بودیم که گفتند طرف رو بردند یه جای دیگه، من و بچه های دیگه هم رفتیم اونجا، بله یک پسر جوون و خیلی خوش چهره رو دیدم که بدون پیراهن، زانو زده بود و دو تا دستاشو دو تا مامور گرفته بودند و یک مامور دیگه داشت شلاقش میزد، و با هر شلاقی یک دادی میزد، بهمون گفتن طرف شرب خمر کرده !!!

ابزار امتیاز دهی

زنان

توسط عباس |

شخصی

| سه شنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۳ | 11:24

اگه می‌تونستم به 20 سالگی خودم نصیحت کنم، بهش می‌گفتم مراقب زنان منطقی استفاده‌گر باش. بیشتر مشکلات احساسی من در زندگی بدلیل این زنان بود. زنانی که از زنانگی و احساسات خودشون برای رسیدن به منفعت استفاده می‌کنند، ذاتا احساسی نیستند و احساسات رو بشکلی هدفمند می‌تونند مدیریت کنند تا به خواسته هاشون برسند، برای این زنان همه چیز خودشون ابزار هست، به دنبال معامله‌گری هستند.

معیار‌های انتخاب این زنان مادی هست،‌ این زنان خودشون رو ارزش گذاری می‌کنند و زمانی که در رابطه احساس کنند کمتر از اونچیزی که در نظر داشتند بدست می‌آرن، به راحتی رابطه رو ترک می‌کنند. اینها به دنبال خودنمایی هستند و موفقیت خودشون رو معامله خوب خودشون می‌بینند.

در نقطه مقابل این زنان، زنانی هستند که با احساسات شون زندگی می‌کنند مهربان، پر انرژی، وفادار، عاشق داشتن یک زندگی عاشقانه هستند بچه ها رو دوست دارند. ذاتا فداکار هستند. اینها دنبال نیمه گم شده خودشون هستند که بتونند باهاش یک عشق ابدی رو تجربه کنند.

ابزار امتیاز دهی

تست طرحواره های ناسازگار یانگ (YEMSQ)

توسط عباس |

شخصی

| شنبه بیست و یکم مهر ۱۴۰۳ | 10:59

تا حالا چند تا از همکاران خانمم رو با تست طرحواره های یانگ به گریه انداختم. :)

تست طرحواره های ناسازگار یانگ (YEMSQ)

ابزار امتیاز دهی

روزمرگی

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه هجدهم مهر ۱۴۰۳ | 18:11

امروز ظهر از کنار مدرسه پسرانه می گذشتم، چهر زیبا ندیدم، همه از دم زشت، کریه المنظره، نمی دونم جمعیت مهاجر این شهر از کجا میان که انقدر زشت و داغون هستند.

ابزار امتیاز دهی

روزمرگی

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۳ | 9:56

الان دارم چندتا فیلم دانلود می‌کنم، توی سایت نوشته فیلم‌هایی که باید قبل از مرگ دید.

صبح بلند شدم بیام سر کار، همسایه شمالی بالایی داشت جمع و جور می‌کرد بره شمال، گفت اسرائیل می‌خواد حمله کنه،‌ما بهتر دیدیم که بریم شمال، گفتم اگه حمله کنه به پالایشگاه ها حمله می‌کنه. سر راهم خواستم بنزین بزنم که دیدم پمپ پنزین ها خیلی شلوغن.

دیروز برای نهار رفتم غذا بگیرم، همون موقعه فردی داشت با صاحب غذاپزی بحث می کرد که چرا 10 درصد مالیات ارزش افزوده به غذا تون اضافه کردید، می گفت خودش توی اداره مالیات بوده و همیشه توی جلسات شون تاکید می‌شده که از مواد غذایی نیاز اولیه مالیات گرفته نشه حالا چرا شما دارید مالیات می‌گیرید، بعد که دید به نتیجه ای نمیرسه شروع کرد به نفرین کردن رژیم و می گفت کاش اسرائیل کار اینها رو تموم کنه. حالا منهم با پول نقد حساب می‌کنم.

دیشب باز کمی افسردگی سراغم اومد، مکمل دارویی جدید رو امتحان کردم و خوابیدم، فکر می کنم اثربخشه.

ابزار امتیاز دهی

اعتیاد

توسط عباس |

شخصی

| جمعه ششم مهر ۱۴۰۳ | 14:57

از مضرات فضای مجازی عادت کردن به گرفتن لذت کوتاه مدت از دیدن فیلم یا ویدئو هست. شخصا اصلا نمی تونم یک فیلم رو کامل نگاه کنم. چند دقیقه‌ که از یک فیلم می‌گذره حوصله دیدن ادامه شو ندارم. فکر می‌کنم به مرور تبدیل به یک اعتیاد برام شده.

قبلا به تلوزیون اعتیاد پیدا کرده بودم، مدام برای رهایی از افکار منفی برنامه های چرت تلوزیون رو نگاه می‌کردم، یکبار هم به یک وب سایت خبری معتاد شده بودم، هر روز صبح می بایست وب سایت رو چک می‌کردم.

متاسفانه ما در یک کشور نرمال زندگی نمی‌کنیم،‌مجبور هستیم مدام اخبار رو چک کنیم که مبادا الان جنگی اتفاق بیافته، مبادا گرونی بیاد و ما خبر نداشته باشیم، همین ترس ها هم عامل بسیاری از مشکلات ریز و درشت می‌شن. یکی از اون مشکلات هم همین وابسته شدن به شبکه های خبری هست.

ابزار امتیاز دهی

مطالب قدیمی تر
مشخصات وب
یادداشت های من اینجا محلی برای یادداشت گذاری شخصی من هست،
«فعلا گاهی وقت ها می نویسم»
موضوعات وب
  • شخصی
  • افکار
  • دیگران
آرشیو وب
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو
برچسب ها
  • شخصی (183)
  • سیاسی اجتماعی (43)
  • دین و اعتقادات (25)
  • سایر (15)
  • سخن بزرگان (15)
  • ذهن و روان (13)
  • music (10)
  • فیلم و سریال (6)
  • خاطرات (5)
  • ازدواج (4)
  • داستانک (4)
  • کتاب (1)
  • فیزیک (1)

تماس با ما

ابزار نظر سنجی

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای یادداشت های من محفوظ است .