یادداشت های من

من درباره خودم و افکارم مینویسم

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

رژیم و مرگ رئیسی

توسط عباس |

سیاسی اجتماعی

| دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 9:56

امروز خبر مرگ رئیسی رئیس جمهور جمهوری اسلامی در حادثه سقوط هلی کوپتر اعلام شد.

در چند سال اخیر یک تئوری که رژیم جهت پوشاندن فساد و ناکارامدی خودش به خورد طرفدارانش می‌داد این بود که دلیل فساد و ناکارآمدی در گذشته و وجود دولت های طرفدار نئولیبرالیسم و مدافع غرب بود،‌ این دولت ها طرفدار سرمایه داری و مدافع قشر سرمایه دار بودند و نسبت به منافع جمعی تعصبی نداشتند و به دلیل در پیش گرفتن راه و روش غربی و نادیده گرفتن حرف ها و توصیه های خامنه ای کشور رو در مسیر خرابی و ویرانی قراردادند.

با انتخاب رئیسی ذهنیت مدافعان رژیم به این سمت رفت که حالا همه چیز در مسیر درست قرار داره و درهای پیشرفت و سازندگی و رشد اقتصادی باز شده و این جماعت انتظار داشتند که در چند سال بعد مشکلات کشور به طور کل حل و فصل میشه و ذهنیت مخالفان رژیم هم این بود که با روشن شدن ناکارآمدی دولت رئیسی و بروز و گسترش فساد که ناشی از ذات اهریمنی این حکومت هست، حامیان رژیم سرشون به سنگ بخوره و دست از حمایت از این رژیم اهریمنی بردارند.

خب کشته شدن رئیسی بیشتر به نفع رژیم جمهوری اسلامی هست تا به ضررش.

با کشته شدن رئیسی تئوری های ساخته شده رژیم برای اقناع افکار عمومی جامعه تا حدودی همچنان کارآمده خواهند موند. با این منطق که مشکلات سابق به گردن حکومت های فاسد بوده و مشکلات اخیر هم به گردن کارهای ناتمام جناب رئیسی مقتول! هست

رژیم در پی این حادثه باز از قابلیت مظلوم نمایی جهت جلب حمایت مردم،‌ استفاده خواهد کرد.

پروژه جانشینی خامنه ای هم با فرد مطلوب تر پیش خواهد رفت.

و احتمالا حکومت انتظار داره با انتخاب فردی بهتر جلوی ریزش نیروی خودی گرفته بشه

بهر حال حدس من این هست که هسته قدرت جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده ، در حال حاضر حذف رئیسی گزینه بهتری هست و پلن رو اجراء‌ کرده

ابزار امتیاز دهی

مسخ

توسط عباس |

داستانک

| جمعه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 13:41

همش دنبال گنج بود، اخیرا هم داشت یه جایی رو می‌کند، به خیالش داره به گنج بزرگی می‌رسه، به گنج نرسیده داشت براش نقشه می‌چید، دنبال مال‌خر بود. گاهی که منو تنها گیر می‌آورد در مورد نقش و نگار روی سنگ‌ها توضیحات مفصلی بهم می‌داد، سنگ‌ها رو نشون می‌داد و می‌گفت ببین این نقش ها رو، اینها محل گنج رو نشون می‌ده، این نقش رو می‌بینی این فلان چیزه،و همینطور ادامه می‌داد و می‌گفت و می‌گفت، منم فقط گوش می‌کردم و چیزی نمی‌گفتم چون می‌دونستم وقتی چیزی بهش بگم ناراحت و عصبی می‌شه،‌ انگار نظام باورهاش بهم می‌ریزه، البته قبلا ها گاهی چیزایی می‌گفتم مثلا اینایی که تو می‌گی نادرسته، اینها فقط یک سری عوارض طبیعی هست که روی سنگ‌هاست ولی با گفتن این حرفا بشدت ناراحت می‌شد. به ما می‌گفت که شما چیزی نمی‌دونید، سر در نمیارید. پیش خودم می‌گفتم دنیایی از اطلاعات غلط توی ذهنش شکل گرفته، حرف زدن باهاش بی‌فایده هست نمیشه براش کاری کرد بلاخره یه روز سرش به سنگ می‌خوره و دست از این کاراش بر می‌داره.

اما بعدا شرایط بدتر شد حتی با وجود اینکه پروژه پیدا کردن گنجش با وجود هزینه زیاد به نتیجه‌ی نرسید بازهم دنبال این چیزا بود، بهش می‌گفتم حیف این، عمری که داری سر این چیزا صرف می‌کنی، چند بار براش کار پیدا کردم ولی آقا مدام می‌گفت کار!!! من ثروتمندم کار رو می‌خوام چیکار. توی توهماتش یک فرد ثروتمند بود. می‌گفتم خب ثروتت کجاست می‌گفت بزودی متوجه می‌شید فعلا نمی‌تونم چیزی بهتون بگم.

آخرین بار که دیدمش همش با گوشی قران گوش می‌داد، شب و روز، بهش می‌گفتم ناراحتی عصبی می‌گیری این چه کاریه آخه با خودت می‌کنی،‌می‌گفت برام دعا نوشتن! حالا چند وقتیه فرستادنش کمپ معتادین، نه اینکه معتاد باشه، همش فکر می‌کرد یه کسایی دنبالش هستند،‌ بهم می‌گفت بالاپشت بوم شبا صدا می‌شنوم. وقتی جایی می‌رم می‌بینم که با فلان ماشین افتادن دنبالم، تو هم حواست به خودت باشه، بلخره یه شب بلندشده رفته اداره آگاهی گفته یه عده افتادن دنبالم، اونها هم به صورت و بدن لاغر و قیافه درهم برهمش نگاه کردن فرستادنش کمپ.

ابزار امتیاز دهی

مهاجران کرد‌ها

توسط عباس |

شخصی

| چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 12:4

در دنیای مجازی جنگ هویت هاست

بین افغانی ها کردها ترک ها معتقدان به هویت ایرانی

در مورد مواردی که افغانی‌ها و ترک ها و معتقدان به هویت ایرانی چندان نمی تونم صحبت کنم ولی در مورد کردها چرا

کردها چند مشکل دارند ۱- مجموعه ای از قبایلی هستند که هر کدام زبان و فرهنگ خودشون رو دارند ۲- در تاریخ ایرانی ردی از کردها نیست

بنابرین افرادی از اونها برای معنا دهی و هویت بخشی سعی می کنند که خودشون رو به تاریخ باستان جایی که میشه موارد مبهم رو به سود خودشون سرقت کنند متوسل میشن

حرف از این میزنند که این نوروز اصلا مال ماست، ما از نوادگان مادها هستیم، ما اولین حکومت تاریخ بشر رو ساختیم و پرت وپلاهایی مثل این

برای رد این حرفها بیشتر از یک استدلال ساده لازم نیست. اگر مردمی در یک منطقه زیاد باشند قاعدتا باید حکومت هایی هم تشکیل بدن، چرا ما در تاریخ حکومت کُرد نداریم؟

چرا برای منطقه زیست مردم کردتبار وقتی به عقب بر می گردیم به قراقویون‌ها میرسیم که مردمانی ترک تبار بودند که ایل بهارلو در مرکزیت اون قرار داشت،

چرا اسم شهرهای استان کردستان کنونی ترکی هستند.

چرا علاوه بر زبان و فرهنگ، چهرهای کردها انقدر با هم متفاوت هست

در نهایت می فهمیم که این مهاجران توسط استعمار بریتانیا از هند و پاکستان به ایران آورده شدند تا ملت سازی بشه و ابزاری برای کنترل منطقه باشند.

ابزار امتیاز دهی

دوستی

توسط عباس |

شخصی

| سه شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 10:12

آدم‌ها این روزها گرفتارتر از قبل شده‌اند، داشتن دوستی که بتونی از دردها و مشکلاتت بهش بگی و باهات همدردی کنه بنظرم خیلی ارزشمنده.

ابزار امتیاز دهی

دوست ارزشی من

توسط عباس |

شخصی

| دوشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 11:10

مکالمه و گپ و گفت چند ساعته من دیروز با یکی از دوستان ارزشی‌ام، منو به این نتیجه رسون که تغییر این افراد تقریبا محاله، امثال این افراد پر از دانایی اشتباه و روایت های ساختگی هستند. هر زمان که من در مورد موضوعی شروع به بحث می‌کردم منو با انواع پرسش ها به نوعی بمباران ذهنی می‌کرد. ذهن این افراد پر از روایت‌های ساختگی هست. البته این بار این شخص مثل هر بار از واژه های لیبرالیسم و نئولیبرالیسم استفاده نکرد، ظاهرا آموزش من در این زمینه موثر واقع شده.

اما چرا نمیشه به پرسش‌های این افراد پاسخ داد یا چرا نباید این کار رو کرد. اغلب این پرسش ها با رویکرد یک منطق اشتباه همراه هست یعنی طرف مقابل با این تصور که مواردی صحیح هستند این پرسش‌ها رو مطرح می‌کنه، و من برای پاسخ گویی باید به ایشون به اندازه یک کتاب توضیحات ارائه کنم که اساسا منطق شما در مورد این موضوع غلط هست و این پرسش هم بر پایه منطق ساختگی شماست.

متاسفانه این افراد تمایلی به شک گرایی ندارن، اغلب هم دنبال کنکاش و جستجو نمی‌رن، چرا که در عمق ساختار ذهنی‌شون احساسات هست. اینها چون حس امنیت و آرامش نسبت به یک رویکرد پیدا می‌کنند دور این احساس امنیت و آرامش رو با انواع اقسام منطق ساختگی (روایت‌های نادرست) می‌پوشونند، و برای محافظت از این احساسات انواع پرسش‌های آماده ای دارند که حواله مخالفین خودشون می‌کنند و برای پاسخ دادن به این پرسش‌ها تو نیاز به انرژی زمان زیادی داری و در نهایت هم با صرف زمان و انرژی بسیار، تغییری در ذهنیت این افراد ایجاد نمی‌شه.

تجربه به من ثابت کرده این افراد صرفا با در خطر افتادن منافع‌شون از سمت باورهاشون هست که تغییر رویه می‌دن.

اما روش رژیم برای مدیریت افکار جامعه ایجاد ابهام ذهنی هست، اینها برای مسائل مهم از این روش استفاده می‌کنند. مثلا برای حجاب که در حال حاضر دغدغه بسیار از مردم شده، رهبرشون در یک سخنرانی در خصوص لزوم رعایت حجاب صحبت می‌کنه، بعد از طریق افرادی حرف از تذکر گرفتن برخی از مسئولین بخاطر کارهای بی قاعده و مشابهه اون میزنند. هر موقعه که جامعه به سمت التهاب و شورش میره اینها یک سخنرانی یا نقل قول مصالحت آمیز از رهبرشون رو بزرگنمایی می‌کنند و هر موقعه که جامعه پذیرای خشونت بود یک نقل قول یا سخنرانی تند از رهبرشون رو بزرگنمایی می‌کنند.

ابزار امتیاز دهی

مشخصات وب
یادداشت های من اینجا محلی برای یادداشت گذاری شخصی من هست،
«فعلا گاهی وقت ها می نویسم»
موضوعات وب
  • شخصی
  • افکار
  • دیگران
آرشیو وب
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو
برچسب ها
  • شخصی (183)
  • سیاسی اجتماعی (43)
  • دین و اعتقادات (25)
  • سایر (15)
  • سخن بزرگان (15)
  • ذهن و روان (13)
  • music (10)
  • فیلم و سریال (6)
  • خاطرات (5)
  • ازدواج (4)
  • داستانک (4)
  • کتاب (1)
  • فیزیک (1)

تماس با ما

ابزار نظر سنجی

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای یادداشت های من محفوظ است .