امروز خبر مرگ رئیسی رئیس جمهور جمهوری اسلامی در حادثه سقوط هلی کوپتر اعلام شد.
در چند سال اخیر یک تئوری که رژیم جهت پوشاندن فساد و ناکارامدی خودش به خورد طرفدارانش میداد این بود که دلیل فساد و ناکارآمدی در گذشته و وجود دولت های طرفدار نئولیبرالیسم و مدافع غرب بود، این دولت ها طرفدار سرمایه داری و مدافع قشر سرمایه دار بودند و نسبت به منافع جمعی تعصبی نداشتند و به دلیل در پیش گرفتن راه و روش غربی و نادیده گرفتن حرف ها و توصیه های خامنه ای کشور رو در مسیر خرابی و ویرانی قراردادند.
با انتخاب رئیسی ذهنیت مدافعان رژیم به این سمت رفت که حالا همه چیز در مسیر درست قرار داره و درهای پیشرفت و سازندگی و رشد اقتصادی باز شده و این جماعت انتظار داشتند که در چند سال بعد مشکلات کشور به طور کل حل و فصل میشه و ذهنیت مخالفان رژیم هم این بود که با روشن شدن ناکارآمدی دولت رئیسی و بروز و گسترش فساد که ناشی از ذات اهریمنی این حکومت هست، حامیان رژیم سرشون به سنگ بخوره و دست از حمایت از این رژیم اهریمنی بردارند.
خب کشته شدن رئیسی بیشتر به نفع رژیم جمهوری اسلامی هست تا به ضررش.
با کشته شدن رئیسی تئوری های ساخته شده رژیم برای اقناع افکار عمومی جامعه تا حدودی همچنان کارآمده خواهند موند. با این منطق که مشکلات سابق به گردن حکومت های فاسد بوده و مشکلات اخیر هم به گردن کارهای ناتمام جناب رئیسی مقتول! هست
رژیم در پی این حادثه باز از قابلیت مظلوم نمایی جهت جلب حمایت مردم، استفاده خواهد کرد.
پروژه جانشینی خامنه ای هم با فرد مطلوب تر پیش خواهد رفت.
و احتمالا حکومت انتظار داره با انتخاب فردی بهتر جلوی ریزش نیروی خودی گرفته بشه
بهر حال حدس من این هست که هسته قدرت جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده ، در حال حاضر حذف رئیسی گزینه بهتری هست و پلن رو اجراء کرده
اینجا محلی برای یادداشت گذاری شخصی من هست،