هر آدمی این تصور رو داره که میتونه در حوزه تصمیم گیری خودش بهترین تصمیمات رو بگیره بنابرین اون چیزی که باعث میشه اوضاع زندگی درست پیش نره دو چیز هستند ۱- شرایطی که طبعیت ایجاد میکنه ۲- شرایطی که جامعه ایجاد میکنه
خب انسان چطور میتونه این دو مورد رو تحت کنترل خودش دربیاره تا شرایط زندگی خودش رو بهبود بده؟
در گذشته برای حل این مسئله انسانها دو ایده رو پیش گرفتند.
۱- برای شرایط محیط طبیعت مثل بارندگی و سیل و خشکسالی (آب) و زلزله و رانش زمین (خاک) و طوفان (باد) و آتش سوزی (آتش) اونها دست به فریب خودشون زدند و خدا رو خلق کردند، با پرستش خدایی که قدرت مطلق کنترل شرایط آب و هوایی رو داره و اطاعت کردن و قربانی کردن برای اون میشد طبیعت رو کنترل کرد.
۲- راهکار اونها برای کنترل شرایط جامعه، ایجاد نظم از طریق باور عمومی به یک رهبر و تقدیس اون بود، با جاری شدن قدرت رهبر یا فرمانده، نظم حاکم میشد و همه چیز سرجای خودش قرار میگرفت و هر کسی وظیفه خودش رو انجام میداد و همینطور با یک باور عمومی اتحاد شکل میگرفت و یک جامعه از پس دشمنان خودش برمیاومد.
در این دیدگاه شما اگر ساز مخالفت با باور به خدا یا باور به رهبر رو بزنید، گناه کار هستید لذا انگ اینکه چرا خدا عملکرد درستی رو در حوادث طبیعی نداره به گردن مخالفین میاوفته، چرا که چون تمامی افراد جامعه از لطف خدا بهره مند میشن پس اگر چنین لطفی انجام نمیشه به این دلیل هست که خدا از عدهای راضی نیست.
در جامعه اگر شما ساز مخالف رو بزنی بدلیل اینکه در کار جامعه اختلال ایجاد می کنی و باعث هرج و مرج میشی گناه کار هستی و دشمن تلقی میشی. لذا همیشه یک دشمن داخلی هم وجود داره که باید از بین برند.
در این دیدگاه همیشه یک دو قطبی خیر و شر وجود داره. شما اگر ساز مخالف رو بزنی در دو دسته قرار میگیری ۱- دسته انسانهای نادان که خوب تحقیق نکردن و کتابهای درستی رو نخوندن و یا اینکه ذهنشون توسط شیاطین آلوده شده ۲- مخالفین که یا کافر هستند یا منافق
هر چند امروزه انسانها نسبت به گذشته آگاه تر شدند اما بازهم این دو ایده ذهنی هنوز برای بسیاری از افراد پذیرفته شده هست.
انسان مدرن اما ایده های دیگه ای رو میپذیره:
۱- برای شرایط محیط طبیعت از علم کمک می گیریم، با آینده نگری (بیمه و ...) وضعیت طبیعت و شرایطی که حاصل از اون هست رو در کنترل خودمون قرار میدیم
۲- برای جامعه با برقراری عدالت اجتماعی، رشد آگاهی عمومی افراد جامعه و ایجاد رفاه عمومی و آزادی های اجتماعی و دمکراسی کاری می کنیم که افراد در تصمیم گیریهاشون بهترین عملکرد رو بروز بدهند و برای اتحاد جامعه از قانون پیروی میکنیم. البته که قوانین هم قابل نقد هستند.
در این دیدگاه اختلاف عقاید و تفکرها پذیرفته میشه و نه تنها نکته منفی نیست بلکه آرای مخالف باعث رشد و تعالی جامعه هم میشه.
اینجا محلی برای یادداشت گذاری شخصی من هست،