یادمه که سالها قبل که به چشم پزشکی رفته بودم از دکتر پرسیدم که آیا ضعیفی چشمهای من درست میشه؟ گفت الان نه، ولی احتمالا بعد از چهل سالگی تغییر میکنه احتمال داره نزدیک بینی تو کمتر یا بیشتر بشه. انگار سن چهل سالگی یک آستانه هست که آدمها تغییرات اساسی میکنند. انگار توی این سن آدمها به رابطه نهایی خودشون با دنیا میرسند. یکی از دوستانم که قبلا به موضوعات مذهبی علاقه ای نداشت الان توی سن چهل و پنج سالگی یک آدم مذهبی متعصب شده. فکر میکنم آدمها به مرور برای خودشون یک فضای فکر یا چارچوب فکری بر اساس ایدههایی که قبول کردن میسازند، توی این فضای فکر رابطه خودشون رو با دنیا تعریف میکنند و خودشون رو معنی میکنند. شاید این فضای فکری جایی هست که آدمها بیشتر احساس آرامش میکنند. برای بعضیها ایدههای اولیه این چارچوب بر مبنا منفعت فردی هست برای بعضیها منفعت جمعی، برای عدهای صلح با طبیعت، برای بعضی اخلاق مهمتر میشه، یه عده هم به کارما معتقد میشن، اما مذهب و دین یک پکیج کاملی هست که از قبل آماده شده و برای خیلی از موضوعات فکری یا دغدغهها راهحلهای آماده داره. البته که قابلیت چکشکاری هم داره و میشه تغییرش داد. بنابرین پذیرش مذهب بعنوان چارچوب فکری راهحتر از درست کردن چارچوب فکری شخصی هست.
فکر میکنم برای شخص من معیارها و ایدههای اولیه چارچوب فکری حقیقت بینی ،راستی و مفید بودن هست، اما باید همیشه هوشیار باشیم که این فضای فکری در نهایت ساختگی هست و همیشه آماده این باشیم با شناخت بهتر دنیا تغییرات اساسی در اون ایجاد کنیم. نباید خیلی تاکید کنیم یا مغرور بشیم که بله این راه و روش زندگی من بهتر از بقیه هست یا بهتر نتیجه میده، بنابرین نباید بدنیال تحمیل فضای فکری خومون به دیگران باشیم. ما در عمل فقط مسئول زندگی خودمون هستیم، هر چند ممکنه همیشه باورهای دیگران باعث آزار ما بشه.
اینجا محلی برای یادداشت گذاری شخصی من هست،