این رفتار هم فکر کنم توی ایران تک باشه. طرف انواع اقسام آزار و اذیت رو در محل کار انجام میده، بعد موقعه رفتن میاد حلالیت میطلبه و ما هم توی رودربایستی باید براش آرزوی موفقیت کنیم.
یه همکار جدید اومده،یک خانم زیبا، خوش استیل و جوان. ازش پرسیدم در چه سالی از کدوم دانشگاه فارغ التحصیل شدی؟ گفت فلان سال فلان دانشگاه. گفتم چه جالب منم همون سال همون دانشگاه بودم فکر کنم شما رو دیدم. یهو لحنش جدی شد،گفت آقای ... شما منو میترسونید. دیگه باهام حرف نزد.
خبرهای این روزها اینه که یه دختری توی دانشگاه آزاد مورد آزار حراست و بسیج دانشگاه قرار گرفته، لباسش رو پاره کردن و اینهم لباسها رو درآورده و با شرت و سوتین توی حیاط دانشگاه نشسته.
شخصا دیگه دوست ندارم در مورد اینجور مسائل با کسی بحث کنم، این دوستی ارزشی من امروز توی حرفهایی که میزدیم این موضوع رو پیش کشید که فلانی اینجوری کرده، منظورش این بود که ذهنیت ما به دنبال برهنگی هست. توی این روزها من خودم رو بیشتر از قبل جدا از جامعه میبینم، جامعه ما در حال تحول هست و قوانین اخلاقی سنتی در حال تغییر. بهر حال ما به دنبال آینده نامعلوم میریم، آینده ای که شبیه گذاشته نخواهد شد.
برای منی که نصف عمرم رو زندگی کردم الان مهمترین چیز اینه که از وقتم چطور استفاده کنم، روش تغذیه ام رو بهبود بدم، روش زندگیم رو بهبود بدم، من دیگه اون جوانی که ایدههای آرمانگرایانه داشته نیستم، دنیا همینه، انسانها حیوانات منفعت طلب هستند.
وقتی نوع تفکرت در یک جامعه در اقلیت باشه تو منزوی میشی با جامعه احساس غریبگی میکنی، و ارضاء نیازهای اجتماعی تو در معرض خطر قرار میگیره، آدم های دور و برت غریبه میشن اینه که آدم ها کم کم تفکرات اکثریت جامعه رو خواه نا خواه میپذیرند فقط زمان میبره.
یادمه تو بچگی یکبار میخواستند یه نفر رو در ملا عام شلاق بزنند، اینکار رو توی میدون اصلی شهر میخواستند انجام بدن، کلی آدم جمع شده بودند، من هم رفته بودم، اون موقعه فقط کنجکاو بودم که چهره طرف چطوریه، آیا چهره یک گناه کار رو داره ! اما مراسم لغو شد، ما هم تو راه برگشت به خونه بودیم که گفتند طرف رو بردند یه جای دیگه، من و بچه های دیگه هم رفتیم اونجا، بله یک پسر جوون و خیلی خوش چهره رو دیدم که بدون پیراهن، زانو زده بود و دو تا دستاشو دو تا مامور گرفته بودند و یک مامور دیگه داشت شلاقش میزد، و با هر شلاقی یک دادی میزد، بهمون گفتن طرف شرب خمر کرده !!!
ادیان همانند کرم شب تابند، برای درخشش احتیاج به تاریکی دارند ( آرتور شوپنهاور )
به همین دلیل هست که جمهوری اسلامی به دنبال تاریکی هست، به دنبال جنگ و خونریزی، گسترش فقر، قتل نخبه گان، غارت اموال کشور و گسترش فساد هست.
فیلم زندگی اوهارو یک فیلم دردناک از زندگی یک زن در ژاپن قدیم هست. شاید روایت ظلم جامعه ژاپن به زنان باشه. چیزی که به ذهنم میرسه اینه که فقر هر بی اخلاقی رو توجیه میکنه و یک جامعه فقیر یک جامعه اخلاقی نخواهد بود.
نمیدونم ارگانها و سازمانهای دولتی در ایران از ابتدا دزد و راهزن بودند یا بعدها اینطور شدند.
مشخصات وب
اینجا محلی برای یادداشت گذاری شخصی من هست،«فعلا گاهی وقت ها می نویسم»
آرشیو وب
- خرداد ۱۴۰۵
- اسفند ۱۴۰۴
- بهمن ۱۴۰۴
- دی ۱۴۰۴
- آذر ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۴
- مهر ۱۴۰۴
- شهریور ۱۴۰۴
- مرداد ۱۴۰۴
- تیر ۱۴۰۴
- خرداد ۱۴۰۴
- اردیبهشت ۱۴۰۴
- فروردین ۱۴۰۴
- بهمن ۱۴۰۳
- دی ۱۴۰۳
- آذر ۱۴۰۳
- آبان ۱۴۰۳
- مهر ۱۴۰۳
- شهریور ۱۴۰۳
- مرداد ۱۴۰۳
- تیر ۱۴۰۳
- خرداد ۱۴۰۳
- اردیبهشت ۱۴۰۳
- فروردین ۱۴۰۳
- اسفند ۱۴۰۲
- بهمن ۱۴۰۲
- دی ۱۴۰۲
- آذر ۱۴۰۲
- آبان ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۲
- مرداد ۱۴۰۲
- تیر ۱۴۰۲
- خرداد ۱۴۰۲
- اردیبهشت ۱۴۰۲
- فروردین ۱۴۰۲
- اسفند ۱۴۰۱
- آرشيو
