یادداشت های من

من درباره خودم و افکارم مینویسم

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

ناراحتی خیاط محله مون

توسط عباس |

شخصی

| پنجشنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۳ | 23:13

امروز رفتم شهرمون تا شلواری که تازه خریده بودم و داده بودم به خیاط که برام دمپاشو درست کنه رو بگیرم، توی بلوار اصلی یک سفره بزرگ انداخته بودند و چند نفری داشتند مواد غذایی رو می‌چیدند، رسیدم به خیاطی سر صحبت رو باز کرد گفت دیدی که چه سفره بزرگی انداختن گفتم بله گفت چند وقته دیگه به همه کسبه می‌گن فلان مبلغ رو باید واریز کنید، همیشه آخر سر خرج اینجور کاراشون رو از ما کاسبا می‌گیرند... با پول ما سفره می‌اندازن و تبلیغ می‌کنند...

ابزار امتیاز دهی

مشخصات وب
یادداشت های من اینجا محلی برای یادداشت گذاری شخصی من هست،
«فعلا گاهی وقت ها می نویسم»
موضوعات وب
  • شخصی
  • افکار
  • دیگران
آرشیو وب
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

تماس با ما

ابزار نظر سنجی

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای یادداشت های من محفوظ است .