در ایام روزه داری مسلمانان قرار داریم، وقتی حرف از روزه داری میشه اولین چیزی که مومنین بهش اشاره میکنند بحث سلامتیه، انگار خدا بخاطر سلامتی روزه داری رو اجباری کرده. این تصور کاملا اشتباهه، در اصل روزه داری یک نوع قربانی کردن خود برای جلب احساسات خدای خیالی هست. روزهداری یک جور جایگزین برای قربانی کردن انسان برای خدا هست. به عبارت ساده من گشنگی و تشنگی میکشم تا تو خدا بدونی که چقدر برام مهمی.
برای مومن پذیرش دین و انجام آداب و اعمال و مناسک اون یک معامله با خداست، منِ مومن نماز میخونم آداب دین رو بجا میارم و انتظارم این هست که خدا در مسیر خواستههای من باشه، بلاها و مصیبتها رو از من دور کنه و وقتی اینطور نمیشه پس حتما خدا بخاطر کارهایی که ما نمیدونیم از ما قهر کرده، و لازمه خدا بدونه که ما چقدر خدای خودمون رو دوست داریم اینجاست که مومن برای مدتی به خودش تشنگی و گشنگی میده تا خدا رو از خودش خوشنود کنه.
البته در ذات همه اینها طبقه روحانیون قرار دارند، این طبقه از گذشته وجود داشتند در قبایل به شکل شِمن یا جادوگر قبیله بودند و جواب سوالات مردم رو با وصل کردن اون به موجودات نادیدنی میدادند اما به مرور پیشرفت کردند و ایدههای خودشون رو گسترش دادند و خدا و بواسطه اون دین رو ساختند که پاسخ همه مشکلات و سوالات انسانها رو در خودش داشت. لازم بود تا این سوال انسانها که چرا این اختراع یعنی خدا خوب کار نمیکنه و نمیتونه جلوی مصیبتها رو بگیره، توسط روحانیون پاسخ داده بشه، این طبقه باز مشکل رو به گردن خود مومنین انداختند که خدا از شما راضی نیست پس برای رفع این مشکل و جلب رضایت خدا قربانی کردن و شکل دیگهای از اون یعنی روزه رو بوجود آوردند.
اینجا محلی برای یادداشت گذاری شخصی من هست،